از دل کوچه گذشتم..
ازدل کوچه گذشتم ازمیون جاده
ی خیس این مسیر بدون برگشت که واسم هیچ آشنا نیست میخوام
آرامش بگیرم من که توغصه اسیرم حق من نیست مثل سایه توی تنهایی
بمیرم…...کاش میشدهیچکس تنهانبود کاش میشددیدنت رویانبودگفته
بودی باتومیمانم ولی رفتی وگفتی که اینجاجانبودسالیان سال تنهامانده
ام شایداین رفتن سزای من نبودمن دعاکردم برای بازگشت دستهای تو
ولی بالانبودباز هم گفتی که فردامیرسی کاش روز دیدنت فردانبود …
+ نوشته شده در جمعه هشتم دی ۱۳۹۱ ساعت 23:19 توسط helema
|
خستـــــــه ام از ســـکانسهای