روز بـــــــــارانی
غافلگیر شدیم...
چتر نداشتیم
دویدیم
و به شالاپ شولو پهای گِل آلود،عشق ورزیدیم
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی میکردی من خیس نشوم
و شانه ی سمت چپ تو کاملآ خیس شد
سومین روز چطور گفتی سرت درد میکند
حوصله نداشتی سرما بخوری
چتر را کاملآ بالای سر خودت گرفتی
وشانه ی من کاملآ خیس شد
و چند روز پیش را چطور؟
بخاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی
ومجبور بودیم برای اینکه پینهای چتر داخل چِشم و
چالمان نرود
دو قدم از هم دورتر برویم...
و فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم،،
تَنـــــــــــــــــها برو......
****************************َ
من برای تو چتری بیش نبودم!....
باران که تمام شد فراموشم کردی
****************************

خستـــــــه ام از ســـکانسهای