عطر نفس هایت.....
مدتهاست بدنبال کوچه ای میگردم پرازعطرنفسهای تو..مدتهاست که تورادر
خوابهای روشن کودکی ام جستجو میکنم
کنارخاطره های شیرین زندگیم میان صفحه سپیددفترم که ازیک شب
مهتابی لبریز است.
گاهی چه زودگم میکنم دوباره مثل کودکی شوم که همبازی ش پروانه های
سرگردان دشتهای بی کران است.
انگاه شب کنار بوته علفی نشینم وصادقانه فریادت کنم
......صادقانه........
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱ ساعت 0:55 توسط helema
|
خستـــــــه ام از ســـکانسهای