تبليغاتX
سیــ ـ ــتارا
سیــ ـ ــتارا
...و تــــو....

خطوط لبانت را دنبال مي كنم و...

                                 مي رسم به وادي بي غوغاي عشق!

آري تو را مي گويم...خود تو!

ريشه دوانده اي در تك تك سلول هايم و من سرخوشم كه

به سرطان عشق تو دچارم...!


پ.ن1:خواهد آمد آن روز....تو مهربان شده ای...دست هایت را در دستهایم میگذاری...دیر است...

مرا به سردخانه میبرند......

پ.ن2:دل به دريا زدم،جاي زخمش سوخت.آب دريا هم مثل چشمان ِ او شور بود!

پ.ن3: شـــب يلدا بر همگي خوش....ماه من مثل هميشه بتاب بر شبان تاريك و

غمگينم...بتابــــــ.....


جمله روز22:

تنهايي هاي ديوار را جز پيچك باغچه ي همسايه ،همراهي نيست.

عكس روز 22


نویسنده : سیتارا | |
هوس تو...

تمام فصل هاي خلقت در هزار توي گيسوانم لم مي دهند ،

وقتي كه مردمكِ چشمانت رو به روياهاي من مُماس مي ايستند....

اندام ‍ِ تُرد ِ لذت هايم نفس مي كشند عطر ِ سيب ِ تنت را !

خـــــدا خواب بود ! كه از بهشت چيدمت...!!


پ.ن1: شگفتا...تمام من و عشقم در مشت تو جا مي شود!

درست به اندازه قلبت...!

پ.ن2: تحمل مي كنم بي تو به هر سختي به شرطي كه بدونم شاد و خوشبختي

چكار كردي كه با قلبم ، به خاطر تو بي رحمم! تو مي خندي...چه شيرينه گذشتن...

تازه مي فهمم...


جمله روز21:

يكي قشنگي منظره رو مي بينه ، يكي كثيفي پنجره رو!

اين تويي كه تصميم مي گيري چي ببيني!

اميدوارم هميشه قشنگ ببيني،حتي از پشت يك پنجره كثيف...

 " اس ام اس دوستم،خواهرم ، كيميا..."

عكس روز21


نویسنده : سیتارا | |
تو...

از کره ی چشمانت ناب تر نیافتم ...!

اهل کدام نیم کره ای ؟

که فاصله ها گر چه نزدیک اما عجیب دور اند ...!

فرسنگها هم که راه بروم ،

حوالی این کره هم که بچرخم ،

باز کره ی مریخی چشمانت موطن من است ...

اهل کدام نمیکره ای که آسمان بالای سرت ،

 گهگاهی جایش را به تو می دهد و تو سایه بالای سرم میشوی...!


پ.ن1: نگاهم کن که من رو به سقوطم،نه این من نیست منی که رو به روتم !

بذار همه ببینند آسمونم بی فروغه ، بذار همه بدونند که ستاره شون دروغه!


پ.ن2:

چیزای شگفت انگیز زیادی هست که پول نمی تواند آنها را بخرد:

شخصیت،دوستی،مهربانی و مهمتر از همه رحمت الهی!



جمله روز 20:

صفرت شدم،یکم شدی،اما بیخود دل دادیم...ده ما نمره قبولی نبود!

عکس روز20


نویسنده : سیتارا | |
خـــــــــــــدايا...!

 خــــــــدايا فاصله ات تا من خودت گفتي كه كوتاهه!

از اينجا كه من ايستادم چقــــــدر تا آســــــمون راهه؟!

پ.ن1:

شايد يه حسود چشممون زده، بگو كي ما رو تنهايي ديده؟

ولي مي دونم تو آسمونم قصه ما رو يكي شنيده...!

پ.ن2:

تو هم دلتنگي؟ ولي من داغونم!

پ.ن3:

بذار باور كنم تنها ترينم ، بذار باور كنم كسي ندارم...

بذار باور كنم قسمتم اينه...بايد تو شهر غصه پا بذارم...!


جمله روز 19:

خوشبختي فقط يه تعريف دارد،باور داشتن خوشبختي!

" اس ام اس دوستم نيلوفر"

عكس روز 19




نویسنده : سیتارا | |
سیاه مشق

       نوشتن و بازی بازی روی این سطر های نا موزون را عجیب دوست دارم ...

       هر چند کلمه ها ناچیز ... هر چند دستان من نا توان ... هر چند قلم روان نباشد ...

       باز هم میشود تو را سیاه مشق هر شبم کنم ...!؟؟!؟

       تکلیف امشب : تو را به نام کوچکت مشق می کنم !

      غلط نمی نویسم ، قول می دهم ....

       پ.ن1:

       اینو با اون حالتی که مختص خودمه بخون!

     ماه من؛من تا کی باید لحظه ها و ثانیه هامو بشمرم برای دیدنت،بودنت،داشتنت ها..؟

                                                                               "مخاطب خاص خودم" 

     پ.ن2:

     هیس! آرام تر قدم بردار

     روی این سنگ فرش صامت کوچه

     دیگر ، صدای پایت هم ویرانم می کند ...!!!

   پ.ن3:

    **********
         0

        \I/ 

     ---((----

     تو که باز اینجا نشستی !

     .

     .

     .

      مگه نگفتم؛   ,*""*...*""*,

                       * جات اینجا *

                         '*.  ست  .*'

                            "*,,,*"


     " یکی از قشنگترین اس ام اس هایی که ماه من واسم تو

      روزای اول دلبستگیمون به هم ، واسه من فرستاد...

       ماه تمام من در حد پرستش دوستت دارم! "

       لازم نوشت!:  " جونم در اومد تا این اس ام اسو  اینجا نوشتم!"

       جمله روز 18:

       و چه بي هدف مي گذرند اين ثانيه ها
      و چه خود سرانه مي نويسد اين قلم
      دور از تو و نزديک به تو...

     عکس روز 18



نویسنده : سیتارا | |
حالا که آمدی...

تو آمدی...


حالا که آمدی

بگذار آذین ببندم خیابانها را

برای چشم روشنی دیگر آب نمی ریزم

روی این کوچه های خاک گرفته

تا مبادا بوی نم در هوای دلت بپیچد !

پ.ن1:

من همان نقطه ی کوچـ ـکی هستم که انگار از سر انگشتان خدا افتاده ام

گم شد ه ام در راه ... تو بتاب در من ... تو بتاب بر من ... ! ماه تمام من...


پ.ن2:

خدای مهربونم ازت ممنونم به خاطر همه نعمتها و زیبایی هایی که به من بخشیدی...


جمله روز 17:

زندگی حواسشو جمع می کنه که چی دوست داریووکه ازت بگیرتش!

زندگی نفهمه دوستت دارم...

"این جمله از دوستم تینا"


عکس روز17

 



نویسنده : سیتارا | |
جريمه تو...

با تير و کمان غرورت ،


سنگ ميزني ،

بر شيشه هاي بي قراريم .

زنگ خاطراتم را ميزني و فرار ميکني .

فرصتي نيست ،

فرار نکن .

معني اين شيطنت ها را بگو .

اين بار اگر دلت در حياط قلبم افتاد ،

سراغش را نگير .

پس نميدهم ،

به جريمه ي زنگ هايي که زدي و فرار کردي...!

پ.ن1: دلم واست تنگ شده به اندازه تمام ستاره هاي دنيا...ماه من برگرد به من...

بي تو آسمون دلم و روزگارم ابري و تيره ست....

پ.ن2:ماه تمام من، من تورو با دنيا معاوضه كه نه...حتي مقايسه هم نمي كنم...

جمله روز16:نامم را پدرم انتخاب كرد،نام خانوادگي ام را يكي اجدادم!

ديگر بس است راه راخودم انتخاب خواهم كرد.   "دكتر شريعتي"

عكس روز 16




نویسنده : سیتارا | |
اگه بارون بگيره...

اگه بارون بگيره تو مي رسي...از پس گريه هاي دلواپسي

منو مي دزدي از اين شب سياه...منو مي بري به مهموني ماه!

نفسم با عطر تو تازه مي شه، اسم من از تو پر آوازه مي شه...

وقتي بارون مي باره رو تن كوچه هاي خيس...رو بخار پنجره يه حرف تازه بنويس...

بنويس فاصله ها يه روز به آخر مي رسن....بنويس هيچ كسي اندازه ما عاشق نيس...

اگه بارون نگيره دل مي ميره، باغچمون رنگ زمستون مي گيره...

جاي تو خالي مي مونه تا ابد ، من مي مونم و دقيقه هاي بد...

دوباره گريه مي شينه تو صدام ، دوباره كهنه مي شن ترانه هام!

وقتي بارون مي باره....


پ.ن:هيچ تقصيري نبود،چله كمان رها شد و ناغافل ! تو شكار من شدي...

اين را تو مي گويي و من غرق شور مي شوم كه چه شكارچي زيبايي دارم!


جمله روز15

مگر چه مي شود تو را يكبار بي پرده پوشش باران نگاه كنم؟!

عكس روز 15


نویسنده : سیتارا | |
باران که می بارد...

باران که می بارد بی تاب می شوم،نمی دانم بی تاب شده اید یا نه؟!

اما این را می دانم اگر باران دچار و بی قرارتان نمی کند،عاشق نبوده اید...هرگز!

باران می آید....برای من اگر چه مردی بعد از همان حرفهای آخر...زنده می شوی تو از نو...

زیر باران که می شوم تر...به کوچه می روم تا دوباره خیس خیس از تو بنویسم...

نمی دانم چه جادویی دارد باران که مرده را هم زنده می سازد...

باران که می بارد تو به من بر می گردی و من هم به تو....باران که می بارد

اصلا یادم می رود که تو چه بودی و چه کردی...اصلا انگار نه انگار ، انگار نه انگار که احساس مرا ندیدی!

به تو می رسم زیر باران اگر حتی مرده باشی،اگر حتی به غریبه دلت را سپرده باشی....

نازنین، شکست من را پای ساده لوحی نگذار،بذار تو قمار آخر بازی را تو برده باشی....

پ.ن:اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی،می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم،

آسمان شب دیگر مثل کف دست بود....

جمله روز14: اگر تمام دردهای دنیا را نردبام کنی، دستت به سقف دلتنگی های من نمی رسد.

عکس روز14


نویسنده : سیتارا | |
به ماه تمامم...


          امشب من برای تو، زیباترین شعر عاشقانه را می خوانم

          امشب تو برای من زیباترین احساس راه به حراج می گذاری

          امشب من از خودم می گذرم تا به تو برسم

          امشب تو بر پیکر من زیباترین نگاه را می لغزانی

          امشب من برای تو گرمترین آغوش را می گشایم

         امشب تو بر تن من گرم ترین بوسه را می فشانی

          امشب تو برای من عاشقانه های بکر می آفرینی

          امشب من، برای تو...عاشقانه های ناب می آفرینم!

         امشب تو برای من می شوی...امشب تو....امشب تو ماه من می شوی...

         امشب ماه من می شوی...ماه تمام من! ماه آسمان من،آسمان تاریک زندگی من!

         ماه آسمان دل من..ماه روزهای خزان زده و سرد من...تو ماه من می شوی...

         ماه گرما بخش وجود من...ماه من....ماه زندگی من...ماه تمام من!

         "تـــــــو"...ماه تمام من می شوی!!؟؟


       پ.ن: مخاطب خاصم چون خیلی ماهه! دوس داشتم از کلمه ماه زیاد استفاده کنم!

       چون واقعا "ماه" ِ...ماهِ من!


      عکس روز 13

       جمله روز13:

      "می خواهم مچاله و خیس در آغوشت بمانم،از پهن شدن بر بند ِ خاطرات بیزام!"


نویسنده : سیتارا | |


فریادسکوت
avayeazad  logo  آواي آزاد